اولین روزهای مدرسه ....
سلاااااااااام فندق های مامانی ....
اومدم از اولین روزا مدرسه بگم براتون و شروع سال تحصیلی جدید ....
جونم براتون بگه که جیگر ای مامانی ، روز سوم مهرماه من و بابایی و هانیا گلی ، ارشیا گلی رو
همراهی کردیم تا مدرسه ی جدیدش . اونجا سر صف وایسادن و کلاس بندی شدن و ارشیا گلی افتاد توی کلاس پنجم ۲ . و اسم معلمش هم شد آقای رضایی .
خلاصه اولین هفته هم شیفت ظهر بودی و ساعت ۱۲/۵ رفتیم و تا تو کلاس بندی شدی و رفتی تو کلاست و ما هم ساعت ۳ بود که اومدیم خونه و قرار شد ساعت ۵ هم بیام دنبالت ، خلاصه عصر ساعت ۵ تعطیل شدی و اومدم دنبالت و برات دنبال سرویس میگشتم تا با سرویس بری و بیای چون من با وجود هانی گلی نمیتونستم ببرم و بیارمت .
بالاخره سرویس هم مشخص شد و اسم راننده ی سرویست هم آقای پناهی هست .
انشالله که امسال هم توی درس و مدرس موفق باشی و باعث سربلندی و افتخار مامان و بابا بشی عزیز دلم .
خیلی خیلی خیلی دوست داااااارم .
عکس هم ازت گرفتم که به محض درست شدن کامپیوتر برات میزارمشون.
خوب دیگه فعلا تا مطلب بعدی باااااااای . بوس بوس



اولین روزهای مدرسه .... 

